X
تبلیغات
رایتل
داستان کفن دزد - سایت بدو بیــــــــــا
پیوندها
جدیدترین یادداشت‌ها
روزانه‌ها
آمار
 

آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟پدر گفت  :پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشتهءمرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی میکند.از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. ..

پسر گفت ای پدر چنان کنم که میخواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم

‫پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد.

‫از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی در شکم آن مردگان فرو مینمود وازآن پس خلایق میگفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط میدزدید وچنین بر مردگان ما روا نمیداشت.


:: چاپ این مطلب : کلیک کنید
(0 لایک)

نویسنده : milad
ت : دوشنبه 18 شهریور 1392
نظرات (1)
دوشنبه 18 شهریور 1392 ساعت 18:46
سلام شما لینک شدید اگه میشه منو به نام "ترفند رایانه و موبایل" لینک کنید
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
دسته‌ها
نویسندگان
بایگانی
ابر برجسب
امکانات جانبی